حديث ميراميني با داشتن 21 سال سن، كوچك‌ترين عضو دلنوازان است، او با بازي خوب خود در نقش روشنك خيلي زود توانست خود را مطرح كند. زماني كه در نمايشگاه مطبوعات مهمان غرفه خانواده‌سبز بود، چنان با استقبال خوبي از سوي مردم مواجه شد كه براي ما باعث تعجب بود، استقبال و درخواست براي گرفتن عكس و امضا تا آن حد بود كه ميز جلويي غرفه خانواده‌سبز سرنگون شد و زنجير غرفه هم به همين شكل و...

كلاس‌ استاد سمندريان

متولد 19 بهمن‌ماه سال 67 در تهران و مجرد هستم، مدرك كارداني نمايش دارم و در كلاس‌هاي بازيگري استاد حميد سمندريان شركت كردم و در سال 85-84 افتخار شاگردي ايشان را داشتم. براي تست بازيگري به دفتر بامداد فيلم و خانم منيژه حكمت مراجعه كردم و آنجا بود كه براي بازي در سريال «هويت» معرفي شدم و فعاليت حرفه‌اي‌ام آغاز شد.

بازيگري بي‌‌پايان

به اميد خدا تا جايي كه در توانم است، تلاشم را مي‌كنم كه در كار بازيگري موفق باشم. به نظر من انتهاي بازيگري قابل مشاهده نيست. هرچقدر كه جلو مي‌رويد مي‌بينيد كه راه زيادي مانده و هنوز بايد آموخت.

هنر در خونم است

آن روزي كه تصميم گرفتم به آينده‌ام فكر كنم فقط به بازيگري فكر كردم. از دوران دبيرستان احساس كردم كه هنر به نوعي وابستگي خوني با من دارد و قطعا اگر بازيگر نمي‌شدم در بخش‌ها و جنبه‌هاي هنري ديگري فعاليت مي‌‌كردم. بازيگري داراي جذابيتي بي‌‌نهايت است كه هرچقدر هم كه در مورد آن بدانيد باز هم به اين نتيجه مي‌رسيد كه هيچ چيز نمي‌دانيد.

پيام دلنوازان

فكر مي‌كنم پيام اصلي دلنوازان آموزش به نسل جوان است كه در مورد ازدواج با ديد بازتري تصميم بگيرند. جدا از بحث ازدواج كه خيلي در سريال ديده مي‌شود، بحث اعتماد در خانواده‌هاست كه اگر اين اعتماد در خانواده وجود داشته باشد با جرقه‌هاي كوچك، كانون خانواده نمي‌پاشد.

حديث و روشنك

من يكي از كارهايي كه براي رسيدن به نقش «روشنك» انجام دادم، اين بود كه يك ماه قبل از شروع فيلمبرداري سريال، هر روز به يكي از آژانس‌هاي هواپيمايي مي‌رفتم و از نزديك با فضاي آژانس آشنا مي‌‌شدم.

در مورد شباهت خودم و «روشنك» مي‌‌توانم بگويم كه شايد فقط پرجنب و جوش بودن روشنك شبيه من است. من نهايت سعي‌ام را كردم كه «روشنك» لوس از آب در نيايد و مخاطب دوستش داشته باشد كه خدارا شكر با عكس‌العمل‌هايي كه از مردم مي‌بينم، فكر مي‌كنم تا حدودي در اجراي نقش موفق بوده‌ام. اين چيزي بوده كه كارگردان از من خواسته است و من تمام تلاشم را كرده‌ام كه بتوانم خواسته‌هاي كارگردان را برآورده كنم ولي اگر در اختيار خودم بود از بين اين سه نقش، بازهم «روشنك» را انتخاب مي‌كردم.

فيلموگرافي

در سريال‌هاي هويت، گيلعاد(حسين سهيلي‌زاده)، گل‌هاي گرمسيري، شب مي‌گذرد(امير قويدل) و دلنوازان(حسين سهيلي‌زاده) ايفاي نقش كرده‌ام. در فيلم سينمايي «شب حورا» هم بازي كرده‌ام كه هنوز اكران نشده است. قصيده شب باراني، رها، مرد و...هم تله‌فيلم‌هايي است كه در آنها به ايفاي نقش پرداخته‌ام.

ته‌تغاري خانواده

در خانواده ما صميميت، حرف اول را مي‌زند و همه اعضاي آن با هم صميمي و دوست هستند. بزرگترين و بهترين دوستان من پدر و مادرم هستند. من پدرومادري بسيار مهربان و دوست داشتني دارم. سه برادر بزرگتر از خودم هم دارم و به قول معروف ته‌تغاري و يكي يكدونه مادرو پدرم هستم.(خنده)

شيطنت‌هاي روشنك

شيطنت روشنك ذاتي است، از روز اولي كه قرار شد در اين كاراكتر بازي كنم، به من گفتند كه روشنك اين ويژگي را دارد، اما اينكه تا چه حد از بداهه استفاده كرده‌ايم، بايد بگويم كه اصلا اين طور نبود، در واقع همه چيز كنترل و هماهنگ شده بود، هيچ نكته‌اي يك باره به ذهنمان سر صحنه نرسيده كه بگويم بلكه از قبل در مورد كوچك‌ترين نكات هم با كارگردان مشورت مي‌كرديم.

روشنك يا يلدا

اتفاقا زماني كه براي اين كار دعوت شدم، قرار بود سركار ديگري بروم و نقشي را به من پيشنهاد دادند كه بي‌شباهت به «يلدا» نبود. اما دلم مي‌خواست نقشي شبيه روشنك را بازي كنم كه خوشبختانه اين اتفاق افتاد و من هم تمام سعي‌ام را كردم تا بتوانم از پس اين نقش به خوبي بر بيايم. يكي از نكات مثبت اين سريال، اين بود كه «دلنوازان» در انتخاب بازيگر موفق عمل كرد و بچه‌ها در نقش‌هاي خودشان به خوبي قرار گرفتند.

انرژي مي‌گرفتم

اصولا كارهاي روتين، كمي سختي دارد، به خصوص براي بازيگرهاي جوان مثل ما، گرچه تجربه خوبي برايمان خواهد شد، در اين مواقع گروه خيلي مهم است. ممكن است شما با يك گروه كار كني و سريال هم چند قسمتي باشد، اما خستگي‌اش بر تن شما بماند. در واقع فضا سنگين باشد و بازيگر احساس راحتي نكند، اما در «دلنوازان» اين گونه نبود، ما فشار كاري نداريم و همه چيز به خوبي پيش رفت و هيچ مشكلي نداشتيم، اتفاقا شب كه كار را مي‌بينم انرژي مي‌گيرم تا فردا كه دوباره سركار مي‌روم.

دغدغه ديده شدن ندارم

شايد باوركردنش كمي برايتان سخت باشد، ولي واقعا از روز اولي كه اين كار را شروع كردم دغدغه ديده شدن نداشتم و حتي روزي هم كه آمدم مشغول بازي در دلنوازان شدم اول به فيلمنامه و نقش و اينكه آقاي سهيلي‌زاده كارگردان كار هستند و روتين بودن كار توجه كردم، اينكه در اينگونه كارها بازيگر مورد توجه قرار بگيرد، برايم زياد مهم نبود. به نظر من محبوبيت بسيار مهم‌تر از شهرت است.

سينماي هنري

به نظر من با اينكه سينما، تئاتر و تلويزيون هر سه از هنرهاي نمايشي است اما خيلي باهم متفاوت است. فكر مي‌‌كنم ارزش هنر اينقدر زياد است كه اگر دست خودم باشد دوست دارم كه در سينماي هنري فعاليت داشته باشم، سينماي ارزشمندي كه بازيگر را وادار به زندگي كردن با نقش كند تا مفهوم اصلي بازيگري را دريابد.

بازيگر بايد راحت باشد

به نظر من، مهم‌ترين ويژگي كه هر بازيگري بايد داشته باشد، راحت بودن در بازي است. در مدت فيلمبرداري «دلنوازان» من از «حديث ميراميني» خالي و از «روشنك رادمهر» پر شدم تا دچار دوگانگي نشوم و بتوانم بازي خوبي را از خودم به نمايش بگذارم.

از دوربين نمي‌ترسم

من از دوربين هراسي ندارم و سعي مي‌كنم مقابل آن راحت باشم. البته ممكن است ديدگاه هر بازيگري با بازيگر ديگري متفاوت باشد و هر بازيگري با نگاه خودش اين حرفه را مي‌بيند. اما من سعي مي‌كنم در واقع بازي نكنم، طوري آن نقش را قبول كرده و زندگي كنم كه قابل قبول مخاطب باشد، دوست دارم چنين روندي براي من در ديگر كارهايم نيز صورت گيرد.

دلنوازان

درجريان بودم كه آقاي سهيلي‌زاده در تدارك توليد «دلنوازان» هستند، فكر مي‌‌كنم ايشان از فروردين‌ماه پيش‌توليد كار را آغاز كرده بودند و تصميم داشتند كه از چهره‌اي تازه‌كار در اين سريال بهره ببرند. تا اينكه ارديبهشت‌ماه دستيار آقاي سهيلي‌زاده با من تماس گرفتند و گفتند كه ايشان تو را براي نقش «روشنك» در نظر گرفته و من هم بعد از صحبت با ايشان، اين نقش را پذيرفتم.

از لابه‌لاي حرف‌ها

چند روز پيش در صف پمپ بنزين به من گفتند كه چرا رامين (سياوش خيرابي) را اينقدر اذيت مي‌كني!

 كاري كه هر شب پخش مي‌شود، بازتاب‌هاي خاص خودش را دارد و اظهارنظرهاي مختلفي درباره آن صورت مي‌گيرد و همين مسئله باعث مي‌شود تا شما ايرادهاي بازي خود را بگيريد.

 روشنك و مهتاب دو خواهرند كه يك سري اعتقادات مختلف خاص خود را دارند و ديدگاه مشترك چنداني ندارند.

 قصه به طور كل جذابيت دارد و خود قصه هم براي سن نوجواني است.

 داستان در همان قسمت‌هاي اوليه گم شده‌اي را نشان داد و اين سوال براي بيننده پيش آمد كه در ادامه چه خواهد شد، چرا سوال داستان در همان قسمت اول برملا نشد، در قسمت‌هاي اوليه اين داستان خيلي از مسائل رخ داد و همين امر باعث جذابيت كار شد كه مخاطب قسمت‌هاي آتي را دنبال كند تا ببيند كه قصه قرار است چه چيزي به آنها بگويد.